درباره حسين پاکدل  
 
 
آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
دوستان
فیلم‌نامه
نمایشنامه
خبر
داستان
شعر
متفرقه
جستجو
خبر رسانی
برای اطلاع از به‌روزرسانی مطالب وبلاگ، ایمیل خود را اضافه کنید.


استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 4 اردیبهشت 1391
موضوع: روزنوشت
● "کشتی‌ی به گل نشسته "


حرف‌های عبرت آموز سرکار خانم چیستا یثربی را بخوانید اینجا.
به نظر می‌رسد غیر از مدیران که مدت‌هاست فاتحه‌ی مسئولیت،عدالت و انصاف را خوانده‌اند ما هم به سهم خود به قول قدیمی‌ها بیعار شده‌ایم.
هر روز و هر ساعت مقابل رویمان هنرمندی آبرومند، جدی و زحمتکش به خاک افتاده خانه نشین می‌شود و...
روزگاری است که کان هنرند اندر این وقت همه بی سنگان...

شنبه 26 فروردین 1391
موضوع: روزنوشت
● "دفتر بزرگ"


این کتاب بی‌نظیر را حتما بخوانید!
اسم کتاب "دفتر بزرگ" است از سه‌گانه دوقلوهای یک نویسنده‌ی زبردست. دو کتاب دیگر "مدرک" و "دروغِ سوم" نام دارند. کتاب نوشته‌‌ی خانم "آگوتا کریستوف" است با ترجمه‌ی خوب اصغر نوری. جالب آن‌که در پایان کتاب گفتگوی مترجم با نویسنده در محل اقامت او در سوئیس پیش از مرگ او چاپ شده است. خانم آگوتا کریستف سال قبل درگذشت. کتاب های دیگر او توسط همین مترجم و توسط نشر مروارید در دست چاپ است.
آگوتا کریستف مجاری‌الاصل است که در سال 1956 از مجارستانِ تحت سیطره کمونیسم که عرصه را برای کار و فعالیت و زندگی او غیر قابل تحمل کرد فرار کرد و به سوئیس پناهنده شد. پس از شانزده سال تلاش برای فراگیری زبان فرانسه نوشتن به این زبان را آغاز کرده و به سرعت نوشته‌های او مورد استقبال قرار گرفت. او معروف ترین نویسنده معاصر سوئیس است که با نوشتن تریلوژی دوقلوها به شهرتی جهانی دست یافت.
"دفتر بزرگ" رمانی فوقال‌العاده است در باره‌ی ریشه‌کنی، جدایی، هویت گمشده و سرنوشت‌های خرد شده در حکومتی مستبد.
این کتاب ارزشمند را نشر مروارید درآورده است. توصیه می‌کنم از دست ندهید!
مطمئنم چنان مجذوبتان می‌کند که دوست دارید آن را با صدای بلند برای دیگران بخوانید.

یکشنبه 20 فروردین 1391
موضوع: روزنوشت
● چراغ گیشه روشن است!


مطلبی بخوانید اینجا در جام جم با عنوان چراغ گیشه تئاتر روشن می‌شود.

تئاتر اقتباسی

«عشق و عالیجناب» یكی از تئاترهای اقتباسی امسال است كه متن آن بر اساس داستان بلند «دكتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد» اثر شهرام رحیمیان نوشته شده است و حسین پاكدل بخوبی توانسته در متن، تعارض بین زندگی شخصی و فعالیت سیاسی و رنج حاصل از این تعارض را به تصویر بكشد.

این نمایش داستان فردی به نام محسن عالیجناب است، فردی از خانواده شازده‌های قاجاری و تحصیلكرده در فرنگ كه پس از بازگشت از فرنگ با دختر عموی خود، ملكتاج، ازدواج می‌كند. او عاشقانه زنش را دوست ‌دارد و عوامل كودتاي 28 مرداد با سوءاستفاده از عشق او به همسرش و تحت فشار قرار دادنش او را وادار می‌كند كه به مصدق خیانت كند و... .

كاراكتر محسن (با بازی خوب بابك حمیدیان) در طول اجرا غرق توهم و رویای گذشته خود است و در این رویارویی با گذشته دچار تزلزل و ندامت می‌شود.

او تا آنجا پیش می‌رود كه همه عكس‌ها و خاطرات گذشته را پاره می‌كند و می‌سوزاند. داستان نمایش به وسیله روایت خاطرات كاراكتر محسن جلو می‌رود.

حسین پاكدل با میزانسن‌های دقیق و خوب خود روایت را بخوبی هدایت می‌كند. به نحوی كه در صحنه‌هایی كه رویای گذشته و زمان حال محسن در هم می‌آمیزد كارگردان كنترل كاملی بر آنها دارد و بخوبی تاثیرگذاری حسی مورد نظر را انتقال می‌دهد. استفاده مناسب از موسیقی نیز در این امر به یاری كارگردان آمده است.

باتوجه به موضوع و پرسوناژهای وسیع این نمایش، فروش خوبی برای آن پیش‌بینی می‌شود. البته همه اين موارد به شرطي است كه نظر حسين پاكدل درباره اعمال مميزي‌هاي نمايش‌اش تغيير پيدا كند و اين اثر ارزشمند به اجراي عمومي دربيايد.

اين نمايش كه متن آن با نظر مثبت و متفق شوراي نظارت بر نمايش تصويب شده و مجوز كتبي نمايشش براي جشنواره تئاتر فجر توسط رئيس مركز هنرهاي نمايشي صادر شده بود، براي اجراي عمومي با موانعي روبه‌رو شده و در دست بررسي است.

شنبه 5 فروردین 1391
موضوع: روزنوشت
● تئاتر حاصل دردمندی است.


گفتگوی مجله "الف" با حسین پاکدل به بهانه اجرای نمایش "عشق و عالیجناب" در جشنواره‌ي سي‌ام تئاتر فجر و حواشی اجرای عمومی آن.

آزاده سهرابی: حسین پاکدل سال‌های مدیریت تئاتر شهر را که واگذار کرد خیلی زود خودش را به صحنه تئاتر رساند. چندين نمايش نوشت و بعضي را کارگردانی کرد. هرچند پیشتر از مدیریت هم دست به قلم بود اما حضور پر رنگ او در عرصه تئاتر به عنوان یک هنرمند به سال‌های پس از مدیریت‌اش باز می‌گردد. سال گذشته او با نمایش "حضرت‌والا" که آن را در صحنه ایرانشهر اجرا کرد توانست بار دیگر ذوق خوشش را در درامی سیاسی اجتماعی به نمایش بگذارد و امسال نیز او دوباره به سراغ تاریخ معاصر رفت تا "عشق و عالیجناب" را باز هم در همان محدوده تئاتر سیاسی اجتماعی بیازماید. نمایشی که البته اجرایش خود داستانی دارد. با حسین پاکدل به بهانه اجرای این نمایش در جشنواره تئاتر فجر و داستان‌هایی که بر نمایش رفت گفتگو کردیم.

ادامه مطلب"تئاتر حاصل دردمندی است."
سه شنبه 1 فروردین 1391
موضوع: روزنوشت
● بهاريه


این بهاریه را به امر دوست ارجمندم مسعود مهرابی عزیز برای مجله وزین فیلم نوشتم.

در يك نماي‌ِ صبوري، با طلوع نور و چرخش‌ِ دوربين‌ِ چشم مي‌بيني: قلمرو باغ به نظر يكدست پوشيده از برگ‌هاي پوسيده‌‌ي زمستان است. گامِ تن، حس تمنا و تماشا را پيش مي‌كشد، جلو مي‌روي، لنزِ زيباپسندِ نگاه دايره تنگ مي‌كند و تو مي‌بيني غنچه‌هاي نازك و سبزينه‌هاي ريزِ نورس را كه فراوان فراوان از لابلاي اين فرش قهوه‌اي‌ي نمناك با سماجت سر بر مي‌كشند و آغاز فصلي تازه را نويد مي‌دهند؛ و تو در پلان‌هاي حذفي مي‌فهمي كه عنقريب برگ‌هاي كدرِ مرده تبديل به كود باغ مي‌شوند.
رو مي‌چرخاني، در نمايي ديگر مي‌بيني و ثبت ذهن مي‌كني، تن‌ِ خشكِ درختان را كه تا چشم كار نمي‌كند از ته مانده‌ي باد اسفند از سرما مي‌لرزند هنوز؛ باز گامِ تن پيش مي‌نهي و پيش مي‌روي و انبوه انبوه شكوفه‌هاي نقره‌اي را مي‌بيني كه تن عريان هر درخت را سرتاپا در پناه گرفته لباس نو مي‌پوشند.
پس مي‌روي و در نمايي رو به عقب، برف‌هاي دربند را مي‌بيني كه آبِ دهانشان رودِ روان است از اغواي شكوفه‌هاي بادام و گردو و جاري‌اند از سرازيري تا در و ديوار شهر را و حتي زير دوپاي دوربين تورا بشويند و بروبند از غبار خمودي و خميازه. محو تماشاي زمين تبدار زيرپايي كه ناگاه در كناره‌هاي باغچه عشوه‌ي بنفشه، سنبل و گل يخ چشم و گوش و هوش دوربين تماشاي تو را ميخكوب خود مي‌كنند. سربلند مي‌كني و مي‌بيني در محاصره‌ي نماهاي اعجابي...
و حالا در نمايي باز از فراز، ابرهاي بارور را باور مي‌كني و مي‌بيني باران بهاري را كه با ترنُّمي دلكش، رقصان و نوازشگر، بي‌دريغ مي‌بارند و پليدي‌ها و پلشتي‌هاي مانده از سال كهنه را از تن هرچه هست مي‌شويند تا طراوت و نشاط و جواني وا ‌نهند.
و تو همراهِ خيل تماشاگران اين پرده‌‌هاي اعجاز نفس تازه مي‌كني از هواي پاك.
روي تمام اين پلان‌هاي عبرت كه ديدي صداگذارِ فلك چه نغمه‌هاي گوش‌نوازي نهاده است از زبان مرغ و ماهي و سنگ و چوب؛ اين‌ها همه "شعر"اند اگر نيك بشنوي.
و تو ايستاده در مقابل پرده بزرگ اين سينماي بديع مي‌انديشي چه فيلمساز بزرگ و بي‌ادعايي است بهار!
فيلمسازي كه هرسال با سوژه‌اي به ظاهر تكراري فيلمي شگفت و نو مي‌ساز و با ديدن دوباره‌‌اش حس مي‌كني: يادت نرفته عاشقي، پس زنده‌اي هنوز!

چهارشنبه 24 اسفند 1390
موضوع: روزنوشت
● فعالیت‌های مفید فدای بی‌خردی‌ها می‌شود


گفتگو با خبرگزاری سینمای ایران را اینجا و یا در ادامه بخوانید.

در گفت‌وگو با سینما پرس؛ حسین پاکدل: فعالیت‌های مفید فدای بی‌خردی‌ها می‌شود.
سینما پرس: پاکدل گفت: مدیران میانی حقاً تلاش دارند وضع تئاتر به این شرایط بسته نرسد ولی از آن درجه توان و اختیار برخوردار نیستند که بتوانند تعیین کننده باشند، در این گونه مواقع حتی فعالیت‌های مفید و مؤثرشان نیز فدای بی‌خردی‌ها می‌شود. چه می‌شود کرد بعضاً با نیت‌های پاک همین‌قدر بلدند.

ادامه مطلب"فعالیت‌های مفید فدای بی‌خردی‌ها می‌شود "
سه شنبه 23 اسفند 1390
موضوع: روزنوشت
● انصراف از اجرا


با توجه به حجم بالاي مميزي و از ريخت افتادن نمايش در صورت اعمال نظرات حيرت‌آور، بديع و جديد رئيس شوراي نظارت بر نمايش با وجود آمادگي كامل، از اجراي عمومي‌ي نمايش عشق و عاليجناب اعلام انصراف مي‌كنم. طبعاً هرموقع شرايط براي اجراي اين اثر با نظارت معقول و قانوني توسط انسان‌هاي مسئول، فهيم و پايدار بر سخن و تصميم ميسر بود حتماً آنرا به صحنه خواهم برد. بنده حاضر نيستم آغاز كننده حركتي باشم كه بر مبناي لاقيدي و فرصت طلبي‌ي مفرط، در نهايت منجر به نابودي انديشه و تفكر در بدنه‌ي تئاتر ملي ما مي‌شود. اين‌ها همه در حالي است كه متن اين نمايش با نظر مثبت و متفق شوراي نظارت بر نمايش تصويب شده و همچنين مجوز كتبي آن توسط رئيس مركز هنرهاي نمايشي صادر شده است. اجراي بازبيني آن توسط شوراي عالي انتخاب آثار براي حضور در جشنواره مورد تصويب قرار گرفته است. و علي رغم آن چندين مورد اصلاحي و اعمال سيلقه شخصي توسط شخص مدير جشنواره و مشاور ايشان به اثر اعمال شد ولي در مجموع آن‌چنان نبود كه نمايش را از شكل دراماتيك يا زيبايي‌ي بياني داستان خارج كند. لذا به همين خاطر در جشنواره سي‌ام دو اجراي موفق در سالن اصلي داشت و اين نمايش در سه رشته كانديد و از هيئت داوران لوح تقدير كارگرداني دريافت كرد. متعاقب آن شوراي انتخاب آثار تئاتر شهر به اتفاق آرا اثر را براي اجراي فصل بهار سالن اصلي تئاتر شهر انتخاب و در جدول برنامه‌هاي فصل اعلام عمومي كردند. اكنون رئيس شوراي نظارت پس از نشست روز دوشنبه بيست و دوم اسفند در مركز هنرهاي نمايشي و تصميم‌گيري در خصوص نمايش عشق و عاليجناب به شكل حيرت‌انگيزي اعلام داشتند بايد تمامي شخصيت‌هاي تاريخي و سياسي اثر حذف شوند و شخصيت محوري نه در اثر كودتاي امريكايي‌ها به دستياري و معاونت زاهدي بلكه در اثر يك جنايت يا خيانت شخصي دچار مشكل شود. اين درحالي است كه تمامي دوستان تصميم گير از جمله همين رئيس شورا و بعضي دوستان عضو شورا و مدير تئاتر شهر در مراحل مختلف به دفعات از ساختمان دراماتيك اثر تعريف كرده و به بنده در خلوت اعلام كرده‌اند اين نمايش حتي يك كلمه مميزي ندارد. لذا به زودي طي بيانيه‌اي تفضيلي و سرگشاده در خصوص اين تصميم و مراحلي كه باعث رسيدن به اين شرايط براي گروه نام‌آور، زحمتكش، بي‌توقع و پايدار اين نمايش شد را براي كسب عبرت و درج در تاريخ هنر نمايش خطاب به هيئت مديره و مديرعامل خانه تئاتر صادر مي‌كنم.