هفته آينده در همين روز بطور قطع، مرحلهي نفسگير انتخابات و تبوتابِ تبليغاتاش فرونشسته و جامعهي مُلتهب وارد مرحله ديگری از روندِ پذيرش انتخابِ خود خواهد شد. مثل اکثريّتِ مردم، اميدوارم واجدين شرايط حق رای، در مرحلهي اول با اکثريتِ قاطع و مبارکِ آرا، مهندس ميرحسين موسوی را به عنوان سمبل وقار و متانت، بردباری و تحمل، دانش و تجربه، مليت، جمهوريت و اسلاميت و... از همه مهمتر تعهدِ به ادب، برگزيده باشند.
ابتکار عمل صدا و سيما و مديريت آن در برگزاری مناظرهها در اين دوره قابل ستايش است. اين اتفاق فینفسه فارغ از نحوهی برگزاری، با برکت و ثمربخش است. دليل هياهوی پخش اين برنامهها بهخاطر اين بود که، هم مخاطبِ رسانه ما بدينگونه گفتگوها عادت نداشت و هم بعضي از طرفهاي مناظره بيمهابا با سوء استفاده از فرصتِ بدست آمده پردهدري كردند و اخلاق و مروت را سربريدند و هم رسانهی ما چنين تجربهای را - حداقل پس از مناظرههای معروف سیسال پيش – نداشت و الا در بسياری از نقاط عالم پخش اين سنخ برنامهها بسيار عادی است و به هرمناسبت از اغلب شبکهها – حتی به مراتب داغتر از آنچه ما شاهديم - به صورت زنده روی آنتن میرود.
نيازی نيست سالها در رسانه و شرايط بحران کار کردهباشی و اتفاقاً کارت همين باشد تا بفهمی چرا برای اداره مناظرهِ فوقالعاده حساسِ کانديداهای رياست جمهوری، همکار محترم آقای دکتر پورحسين انتخاب شدهاست. با پوزش از ايشان، به نظر من در شرايطِ موجود بهترين گزينه، شخص پورحسين و امثال ايشان است. مطمئنام از بين اسامی مجريان با سابقه و توانای صدا و سيما، بنا بهمصلحتهای قابل درک، بهعنوان آخرين گزينه، حضرت ايشان انتخاب شدهاست. البته اين انتخاب ابداً بدان معنی نيست که ايشان واجد شرايط انجام اين کار هست يا نيست؛ چون اين نکته ابداً محل توجه نبودهاست بلکه تنها موردِ وثوق بودن ايشان ملاک است كه هست. بهجرأت میتوان گفت از بيست و شش ويژگی لازم برای انجام مقبول، تجربه شده و استانداردِ اينگونه مناظرههاي تلويزيوني، دکتر پورحسين تنها و تنها يک ويژگی خارج از استاندارد را دارد و آن اينکه در اين جايگاهِ بخصوص علیرغم داشتن دانش و تجربه طولاني مديريت رسانه، بود و نبودش چندان بر روند اداره جلسه تأثيری ندارد، اين نکته اتفاقاً – علاوه بر مورد وثوق بودن - دليل عمده انتخاب ايشان است. حتماً رياست سازمان و شورای معاونان و مشاوران ايشان هم واقف به اين مسئله بودهاند و صد البته آگاهانه و خلافِ خواست و ميل خود و شايد از روی اجبار و احتياط، دست به اين انتخابِ نامناسب زدهاند.
در اين برنامه مجری نه نماينده کانديداهاست، نه نماينده مخاطبان، نه برايندی از افکار عمومی، نه نماينده رسانه، نه نماينده خودش به عنوان مدير جلسه، نه حتی خودش است به عنوان پورحسين قبلي، نه قدرتِ مديريت جلسه را دارد، نه بيطرف است، نه طرفدار، نه جرأت تذکر دادن به عدول کننده از قواعد و قوانين مناظره را دارد، نه توان و اجازه جمع بندی دارد، نه میتواند شرايط جامعه را منتقل كند و نه با مخاطب ارتباط دارد، نه در بحث ها وارد شده و گفتههای مبهم را با پرسش مجدد روشن ميکند ونه... تنها و تنها ساعتی تپنده، آويزان و خاموش است که به جای زنگ و بوق زمان را میگويد و والسلام. حتی به اندازه دکورِ بیجهت شلوغ، بیربط و رنگارنگِ برنامه خاصيت ندارد- که اينيکی گاه حواس مخاطب را پرت میکند و آن نمیکند. مجری نه خوشحال است نه ناراحت. نه نگران است و نه بیخيال و آسوده. انگار موجودی است بی جان و بیاحساس که حتی به بحثها گوش نمیکند و فقط منتظر است سر زمان، اعلام ساعت کند. نه بلد است شور و نشاط و غنای بحث را زياد کند، نه میتواند برعکس فورانِ هيجاناتِ کاذب و بیمنطقی و انحراف را کنترل و آرام کند. نه جهت بحث را میشناسد و نه میتواند مقدمه و زمينههای ورود به مناظره را آماده کند. تقريباً روند برنامه بهحال خود رهاست. البته از حق نبايد گذشت، کارگردانی، صدابرداری و تا حدودِ زيادی نورپردازی برنامه عالیاست. مديريتِ صحنهي شب اول فاجعه بود که در شب بعد اصلاح شد.
اگر وضعيت برنامه غير از اين كه هست بود و مجری هم همانندِ ساير عوامل فنی، قدرتمند عمل میکرد تا اين حد به مخاطب و شعور او توهين نمیشد و اينقدر جنجال بيهوده و پرهزينه به جامعه تحميل نميكرد. به عنوان عضوی از خانواده رسانه شک ندارم که اگر طی چند شب آينده اين روند ادامه يابد، تا سالها آحاد ملت، بابت اين اتفاق نمايشي، بهايی گزاف و کمرشکن خواهد پرداخت.
بايد اذعان کرد ميهمانان برنامه نيز تا حدودی آداب مناظره تلوزيونی را نمیدانند. در دورانی که تنها با داشتن يک لبتاپ میتوان در لحظه با خيل مشاوران فرهيجته و آماده ارتباط داشت و در دم اطلاعات لازم و ضروری و نکتههای باريک را از آنان گرفت، نيازی به جستجو لابلای اوراق نيست، نيازی به نمايش چندين و چند زونکن ريز و درشت نيست، مگر آنکه هدف اين باشد که روحيهی طرفِ مناظره را با حمل حجمِ عظيم پروندهها بههم بريزد. در مجموع نحوه و رنگِ پوشش و نوع آراستگی، شكل سخن گفتن، نشستن، جابجا شدن، گوش دادن و حتی نگاه کردن، کم و بيش مديريت نشدهاست. به عنوان مثال کسی به طرفِ مذاکره نگفته است موقع صحبتِ آن ديگری نبايد بیجهت لبخند يا پوزخند زد. کسی به آن يکی نگفته مراقب کفِ دهان باش يا رعايت اخلاق و ادب و حرمت افراد از هرچيز واجب تراست و... بايد توجه داشت مواردی از اين دست در بالا و پايين رفتن شاخص رضايت مخاطبان از کانديدا تأثير زيادي دارد.
همه اينها و صد نکته نگفتهی ديگر هست ولی الان در اين شرايط و با حساسيتهای كاذب ايجاد شده و سياستهای حاکم بر رسانه ملی، بهترين عمل در خصوص انتخابات همين مناظرههای راهگشا بود. بهترين گزينه نيز برای اجرای آن آقاي دکتر پورحسين بود و هست. احتمالاً در خصوص اجرای مناظره، قرار هم از اول همين بوده. لابد در آخرين جلسه، پيش از شروع مناظرهها و جلسات هر شبه پس از اتمام پخش هرکدام، صحبتها و توصيههای مديران ارشد به مجری همين است و جز اين نيست که: فقط باش و بگذران!...
اين رويه ادامه دارد تا روز و روزگاری که انشاءالله به چنان رشدی از مديريتِ رسانه، فرهيختگي، ظرفيت عمومی، تحمل، سعهی صدر و روشنگری و رسالت و فهم رسانهای برسيم تا شخصيتهای قدرتمند رسانهایي بومی در بستر زمان، با آزمون و خطا، به درستی تربيت شوند و اساساً باری کج نشود تا ملتی با پرداختِ بهايی سنگين نگران به منزل رسيدنش باشند!





