شمارهها، شمارهها. چه بيگذشت و بيترحماند اين شمارهها!
شمارهها ضرورتي قطعي هستند با قاطعيّتي سمج و انكارناپذير؛ و البته با تطابقي نامحدود. شمارهها آغاز، ميانه و پايان هر "چيز" اند. گذشته، آينده، لحظهها، فاصلهها، تفاوتها، احساسات، ارتباطات و هرآنچه در تعريفِ فهم و واژه ميگنجد بيكموكاست توسط شمارهها اندازهگيري ميشوند. بعد با بيرحميي فزايندهاي تمام ابعادِ و ويژگيهاي اين اندازهها را به رخ ما ميكشند.
شماره حساب داري؟ شماره سريال كالاها را ثبت كردي؟ شماره پلاكِ خانه و ماشينات را بگو! شماره كارمنديات چندرقمياست؟ چهقدر مانده، چهقدر رفته؟ چند قسط دادهشد، چندتا بايد داد؟ چند روز از آن اتفاق گذشت، چند ساعت مانده تا واقعهي بعدي؟ امروز چندم است؟ كِيْ رفت، كِيْ خواهد آمد؟ شمارهِ تلفن خانه و محلِ كارت چند است؟ چندسالهاي؟ قد و وزن و اندازهات چيست؟ و هزاران سؤال از ايندست كه از پيش از طلوعِ هوش تا واپسين غروبِ حواس بر ذهن و زبان و هرثبتكنندهاي جارياست. از اولين شماره كه به بودْ با شاخصِ شمارهشناسنامه هويت ميبخشد تا قطعه و رديف و شمارهي گور كه نبودِ تن را محرز ميكند. آنچنان هستونيستِ ما با متر و معيارِ شمارهها احاطه شدهاست كه بيمدد از آنها هر پديده با هرميزان اهميّت، رنگِ معرفي و هويت ميبازد.
اين مهّمِ بديهي تا آنجا سزاوار توجه است كه مجبوريم حتي براي گذران شتابندهِ امورِ زندگي، كيفيتها را نيز با معيارهاي كميي شمارهپذير- فارغ از تفاوتهاي تعريفشده در هر فرهنگ- سنجش كنيم.
دامنهي بحث در اين خصوص بس دراز است؛ اما شايد هويداترين معيار سنجش طبقهي اجتماعي، نوع حرفه، شهرت، سطح دانش، فضاي فكري و احساس ارتباطي، شمارههاي ثبتشده در حافظهي تلفنهاي همراه است. جداي از اينكه مرورِ كل اين شمارهها از "الف" تا "ي" براي شخصِ ثالث، شمائي اوليه از جايگاهِ فرد در اجتماع ارائه ميكند در مجموع دايره ارتباطِ صاحب اين وسيلهي لاجرمِ پيوند را نيز مشخص ميسازد. اما براي دارندهي آن اين شمارهها با نام مرتبط، معني و مفهومي اختصاصي و ديگرگون دارد. طبعاً اين برداشتِ كاملاً حسي، در بستر زمان و در برخورد با وقايع، متفاوت است. بديهياست براي هركس نيز بسته به موقعيت و حتي سن و جنس، اين گوناگوني معاني فرق ميكند.
در يك تقسيمبنديي ساده چندگونه مجموعه اسم و شماره در تلفن در دستام به چشم ميخورد.
شمارههاي وابستگان: اين شمارهها با اسامي آنها حس شيرين تعلق، امنيت، هويت، آرامشِ رواني، ريشهداری را به عنوان پشتوانه و حضور، بهذهن متبادر ميكند. اينكه تنها و رها شده در خلاً نيستي و در شبانهروز كساني نگران تو اند و متقابلاً تو نيز دلبستگي به آنها داري و از همه زيباتر در انتظار تماس تو هستند و تو نيز. سرنوشتات با اين شمارهها پيوند خورده و زيست اجتماعي را معنا ميبخشد. تقسيم شوق و شادي و تسلاي غم و سوگ با آناني كه بيدريغ شادی خواه و غمخوار تو اند. نشانههايي سرشار از اطمينان، اعتماد به نفس و تعهدِ متقابل.
شمارههاي دوستان: در پس اين شمارهها و اسمها خاطراتِ رفته يا در حال وقوع را براي تو تازه ميكند. همراهي دمادم با نوعي حس بودن و معناداري در پهنهاي وسيعتر. پشتوانههايي بزرگتر از دايره مأوا و مسكن و ساكناناش. ممكنيي تقسيم آنچه امكان تقسيماش نيست با جمع محارم. اثباتِ هويتي گستردهتر. سرمايههايي بالقوه و اعتبارهايي بالفعل.
شمارههاي همكاران: آنچه مسئوليتهاي حرفهاي و اجتماعي را يادآور ميشود. و چهخوب كه بسيارند اين شمارهها و نامها.
شماره های مُرده: شمارههايی که معنای وجوديي خود را از دست دادهاند و تو هنوز به صرافتِ پاککردنشان نيفتادهای. صاحبان صدای آن شمارهها يا برای هميشه از تو و جغرافياي تو کوچ کردهاند يا با تعويض جا، واگذارش کردهاند به صدايی ناشناس.
شمارههاي فراموشي: شمارههاي يك بار مصرف. اينگونه اسامي و شمارههاي مرتبط از اول هم براي فراموششدن حفظ شدهاند. فقط فراموش كردهاي اين فراموشيها را سرفرصت پاك كني چون خودبهخود حالت موقتي و گذرا دارند. حتي وقتي پس از مدتي نگاه ميكني هيچ نشان و اشارهاي آشنا به تو نميدهند. مثلاً زماني به سفري رفتهاي و يا بهمناسبتِ انجام كاري، اين شمارهها در مسير سرنوشت تو قرار گرفتهاند و بعد با اتمام سفر يا آن كار ناخودآگاه براي هميشه از خاطر زدوده ميشوند. به ذهنات خطور نميكند عمري باشد باز در آن مسير قرار بگيري تا محتاج آن ارتباط باشي.
شمارههاي محبوس: اين شمارهها در محاقاند. در صورت شمارهگيري و اتصال، خطِ تو را يكراست وصل ميكنند به ديوار و هوايی بینفس و سنگي، به صداي ناآشناي سؤال و شك و تحكم.
شمارههاي بيجواب: شمارههاي تفاخر كه روزي صدای صميمي دوست را ميپراكند اكنون صعود كرده رنگ صدا را عوض كردهاست. بهخاطر واهمه از لرزش مقام يا هراس از توقع، بيپاسخ شدهاند. اگر ضرورتي باشد، وسط زنگهاي سماجت، وصلات ميكنند به پاسخدهندهاي واسط، بيربط و رسمي.
شمارههای ناشناس: زنگهاي بيوقتِ شمارهدار و بیشماره، شمارههای يکسويهي توهم، زنگهاي اطمينان از هنوزِ وجود.
شمارههای اشتباه: زنگهای کشدارِ گاه مزاحم که پس از جوابِ تو با عذر و بی عذر راه کج کرده محو میشوند.
شمارههاي منفي: شمارههايي كه ميداني مخالفِ تو اند و تو نيز، ولي واجد چنان شرافت، ايمان، عدل و انصافي هستند و هستي كه براي نامشان، شمارهشان و جايگاهشان احترام قائلي و آنها نيز.
شمارههاي بيرگ: اسمها و شمارههايي هستند كه در بزنگاه زندگي حرفهاي، سياسي و اجتماعي به دلايل متعدد از خاطر ات محو میشوند. شمارهها و نامهای فرصتطلب، نامهای خوشرقص، بيمرام، رياورز و چاپلوس، جدا شده از حقيقت و انصاف، همسو شده با پلشتي. اين شمارهها و نامها، نمرده مردهاند.
شمارههاي لاهوتي: اينها شمارهها و اسمهايياست كه از مقطعي به بعد نه جرأت نگاه به اسم آنها داري و نه قوّتِ زنگزدن به شمارهِ ماتِ آنها. شمارههايي كه زماني متصل به زمين بود و در صورتِ تماس صدايي آشنا جوابگو؛ ولي اكنون صاحبِ آن صداها صاحبِ صداي حيات نيست تا جواب دهد. حس ميكني اگر شماره را بگيري يكراست خط تورا وصل ميكند به ماوراء. وهم جواب وترس نشنيدن صدايي كه تا همين اواخر تو را سهيم كلام خود ميكرد تنات را سرد ميكند. از ايندست هستند شمارهها و نامهاي: حميد رادمنش، کيومرث صابری، احمد بورقانی، حسين پناهی، بهزاد رضوي، سيامک عليقلی، خسرو شكيبايي، عبدالحسين اسكندري، رسول احدي، رسول ملاقليپور، رامين سليمانپور، احمد آقالو، و... و اين آخرين، سيفالله داد.





