•
حذف شد
از كتابِ درس
قُله؛
خيال جهان تخت!
•
تكليف روشن است
با سنگ-
با سگ،
تاريكْروشن!
•
بالبال ميزند
برگبرگِ كتابِ منتظر
•
دودِ چراغِ مُرده
ميخورد
ابله
•
بهشتِ درخت
برگِ کاغذی
... و مدادی
•
خون، سرخ
زمين، خاکی
جوانهها، جوانهها، جوانهها... سبز
•
رختِ عزا
تنِ تاريکی
از انبوهیی سبزی
•
هر رنگی
سبزی دارد
در نور
•
نقش زد پدر
فرزند،
نقشدرنقش
کامِ رنگها، تشنه هنوز
•
جای قُله
دستهای گره؛
بالائی، بالايی
و پيدايیی دشت





