بارها و بارها "سيزيف" سنگی را که از کوه درمیغلتد در مجازاتی هميشگی، با تلاشی جانکاه به نزديک قله بازمیگرداند؛ تکرار، مجازاتِ سخت خدايان است.
عظيمترين شخصيتهای دنيای نمايش نيز در ارتکابِ جناياتی هولناک، محکومند تمامی اعمال خود را، عريان در برابر ديدگان نسلها به نمايش گذارند. اينان پس از مکافات مرگ و نيستی در پايان هرنمايش، تنها برای لحظاتی به دنيای مردگان میروند و هنوز سر در بالين آرامش ابدی نگذاشتهاند که با شوری روز افزون، توسط انسانی در گوشهای ديگر از دنيا، به صحنه فراخوانده میشوند تا دوباره تلاش پوچ خود را در برابر ديدگان تماشاگران از سربگيرند و اين چرخهی عبث تا ابد ادامه خواهد داشت. نويسندگان چنين خدايانی هستند.
اين يادداشتِ رضا ثروتی کارگردان جوان و خلاق نمايش "مکبت" است در بروشور نمايش که شب قبل در تالار سايه در مجموعه تئاتر شهر ديدم. نمايشی بهتآور و جذاب. اثر از آغاز تا پايان سرشار خلاقيت و سليقه است. مبنای کار بر اساس کابوس مکبت در بستر شکل میگيرد؛ سپس کابوس او بهشکلی حيرتانگيز برای ما در صحنه بازسازی میشود. دراماتوژی ثروتی نمايش را با حضور مکبث، ليدی مکبث و سه جاوگر بر صحنه میآورد بدون آنکه کمبودی احساس شود- نمايشی در هفتاد دقيقه، کامل، غنی و تفکربرانگيز و بیادعا. با بازیهای يکدست و روان و مطابق قرارداد نمايش. بهکار گيری يک مرد (با بازی ظريف و دقيق مرتضی اسماعيل کاشی) در قامت ليدی مکبث فوق توقع جلوه کردهاست. حسام منظور در نقش مکبث با بدن آماده، استيل درست، راه رفتن سيال و کابوسوار فوقالعاده باور پذير جلوه میکند. انتخاب سه جادوگر بسيار حساب شده و دقيق است. بهروز کاظمی در سه نقش راوی، جادوگر و نگهبان و دو جادوگر ديگر مهدی محمدی و اصغر پيران انصافاً حق مطلب را بهخوبی ادا کردهاند.
طراحی صحنه و لباس کاربردی و منطبق بر روايت داستان توسط شيما ميرمحمدی فوقالعاده به جذابيت اثر افزوده است. طراحی نورِ رضا بهجت و گريم زيبای فريبا ايزد شناس بسيار در خدمت کار است و قابل اعتنا.
همراه و همگام اينها موسيقی اثر؛ گروه تحت سرپرستی بامداد افشار به صورت زنده موسيقیی دراماتيک، افکتيو و همراهی خلق میکنند.
گروه تئاتر مکبث و ياران رضا ثروتی در اين گروه را بهخاطر بسپاريد. اگر با همين جديت و همدلی در کنار هم کار کنند در سالهای آينده همگی در جايگاه خود خواهند درخشيد.





