درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● عادت

الف: نور مي‌آيد، مرد در صحنه خوابيده است. بيدار شده از جا بلند مي‌شود و به‌راه مي‌افتد. در راه به موانعي فرضي برخورد مي‌كند. مرد در بازي القا مي‌كند كه انگار از وجود اين موانع لذت مي‌برد، موانع ديگري را پشت‌سر مي‌گذارد. طوري القا مي‌كند كه هر وقت بخواهد اين موانع وجود دارد و هر وقت نخواهد وجود ندارد، از صحنه خارج مي‌شود.
نور مي‌رود
ب: نور مي‌آيد، همان مرد در صحنه خوابيده است. بيدار شده از جا بلند مي‌شود و به‌راه مي‌افتد، موانعي سر راهش وجود ندارد. تعجب مي‌كند، برمي‌گردد، موانعي فرضي در مسير راه براي خودش ايجاد مي‌كند و با سختي از آن‌ها عبور كرده و بالاخره از صحنه بيرون مي‌رود.
نور مي‌رود
ج: نور مي‌آيد، همان مرد در صحنه خوابيده است. بيدار شده، از جا بلند مي‌شود و به‌راه مي‌افتد، در مسير حركت به موانع بي‌شمار فرضي برخورد مي‌كند، هرچه سعي مي‌كند موانع را ناديده بگيرد نمي‌شود. او در حصارِ موانعِ ذهني كه روزهاي متمادي براي خودش ايجاد كرده گيرمي‌افتد. راه خروج ندارد. به‌سختي برمي‌گردد همان‌ جائي‌كه خوابيده بود دراز مي‌كشد و مي‌خوابد.
نور مي‌رود