درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● مطالعه

نور مي‌آيد، مرد تنها در صحنه، درحال مطالعة يك كتاب فرضي است، كتابي كه مي‌خواند بسيار سوزناك است، مرد درحال مطالعه متأثر شده مي‌گريد، حشره‌اي فرضي مزاحم مطالعة او مي‌شود، مرد سعي مي‌كند حشره را براند، موفق نمي‌شود. سعي مي‌كند او را بگيرد نمي‌تواند، نقشه‌اي طرح مي‌كند، بي‌توجه به‌وجود حشره كه ما فقط صداي وز وز او را مي‌شنويم به مطالعة خود ادامه مي‌دهد. اين‌بار طوري القا مي‌كند كه انگار كتابي كه مي‌خواند فوق‌العاده بامزه و خنده‌دار است، لذا درحال مطالعه به‌شدت مي‌خندد. توجه حشره جلب مي‌شود. مرد القا مي‌كند حشره مشتاق شده آرام مي‌آيد روي صفحه باز كتاب فرضي مي‌نشيند، مرد كتاب را مي‌بندد، حشره لاي كتاب محبوس مي‌شود، مرد كتاب را در قفسه فرضي مي‌گذارد، مي‌رود تا صحنه را ترك كند. آرام صداي گرية حشره بلند مي‌شود. مرد دچار عذاب وجدان مي‌شود ناراحت و غمگين بازمي‌گردد. كتاب را برداشته بادقت و كنجكاوي باز مي‌كند حشره فرار مي‌كند، صداي قهقهه حشره فضا را پُرمي‌كند، مرد مي‌ماند و كتاب فرضي در دستش.

نور مي‌رود