درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● روح دزد

نور مي‌آيد، با نور، فضاي شب القا مي‌شود. مرد 1 در صحنه مشغول قدم زدن است حالتي به‌خود مي‌گيرد كه انگار بر بلنداي بامي قدم مي‌زند، پائين را مي‌نگرد، از ارتفاع سرش گيج مي‌رود. خميازه مي‌كشد. پس از لحظاتي مرد 2 در هيبت و لباس يك روح با نقاب و شنلي ترسناك و وهم‌آور وارد صحنه مي‌شود. مرد 1 در يك رفت ‌و برگشت متوجه حضور مرد 2 نمي‌شود، در برگشت به مرد 2 برخورد مي‌كند و از ترس قالب ‌تهي كرده، نقش زمين مي‌شود. مرد 2 بالاي سر مرد 1 مي‌آيد، از مردن او مطمئن مي‌شود نقاب و شنل خود را برمي‌دارد و جيب‌هاي لباس مرد 1 را جستجو مي‌كند. خالي است. نااميد آمادة رفتن مي‌شود، رو برمي‌گرداند، مرد 1 آرام به‌هوش مي‌آيد از جا بلند مي‌شود. مرد 2 برمي‌گردد تا آخرين نگاه را به جنازة مرد 1 بيندازد، مرد 1 را ايستاده در مقابل خود مي‌بيند، مرد 2 از ترس پس‌مي‌افتد، مرد 1 بالاي‌ سر مرد 2 مي‌آيد، از مردن او مطمئن مي‌شود بعد جيب‌هاي او را وارسي مي‌كند، مقدار زيادي پول به‌صورت فرضي برمي‌دارد. همه را در يك كيسة فرضي مي‌ريزد. از همان بالا به‌پائين مي‌اندازد، پس از لحظاتي صداي افتادن كيسه كف خيابان شنيده مي‌شود. مرد 1 آمادة پرواز مي‌شود، از همان بلندي به‌پرواز در‌آمده و دور مي‌شود.

نور مي‌رود