درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● جراحي پلاستيك

نور مي‌آيد. در عمق صحنه دو عكس از يك نفر وجود دارد. يكي قبل از عمل بيني، يكي بعد از عمل بيني، در اولي صاحب عكس بيني عقابي بزرگي دارد، در دومي يك بيني ظريف، وسط صحنه يك سكو قرار دارد. يك مرد، با لباس پزشك در صحنه است، زني به همراه پرستار وارد صحنه مي‌شود. بعد از سلام و احوال با پانتوميم، با ايما و اشاره براي دكتر شرح مي‌دهد مشكل بيني‌اش چيست. دكتر با لبخند مي‌پذيرد. زن را روي سكو مي‌خوابانند، سرِ زن به‌طرف تماشاگران است. دكتر لباس عمل مي‌پوشد، پرستار هم آماده‌ مي‌شود.
دكتر شروع به‌كار روي مغز زن مي‌كند، به بيني او ابداً كار ندارد. زن چندبار اعتراض كرده و بيني خود را به دكتر نشان مي‌دهد. دكتر با ايما و اشاره به‌زن مي‌فهماند عجله نكند، زن آرام تسليم مي‌شود. دكتر روي مغز او كار مي‌كند. و بالاخره كارش تمام مي‌شود. دور سرِ زن يك باند سفيد مي‌پيچد. دكتر به‌زن اشاره مي‌كند از جا بلند شود. پرستار آينه‌اي فرضي مي‌آورد، مقابل چهرة زن مي‌گيرد تا خود را در آن بنگرد، زن از شدت هيجان چشمانش بسته است. زن آرام با وسواس چشم مي‌گشايد از ديدن چهرة جديد خود شادمان است. دماغش را در آينه‌ مي‌نگرد، خوشحال است با شادي پولي به دكتر داده بيرون مي‌رود.
نور مي‌رود