درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● مجسمة ياد بود

نور مي‌آيد، مرد 1 در هيبت يك مجسمة اسطوره‌اي در وسط صحنه، باشكوه تمام برسكوئي ايستاده است. كوچكترين حركتي ندارد، پس از لحظاتي، مرد 2 قدم‌زنان و تفرّج‌كنان وارد صحنه مي‌شود، مجسمه را مي‌نگرد، يك‌دور دور او مي‌چرخد، از حالت افراطي و حماسي مجسمه خوشش نمي‌آيد. اطراف را مي‌نگرد، با احتياط به مجسمه نزديك مي‌شود و با سليقة خود تغييري در دست‌هاي او مي‌دهد، مجسمه آن‌طور مي‌شود كه مرد 2 دوست دارد. مرد 2 لحظاتي به اين تغيير مي‌نگرد و سپس خوشحال و راضي از صحنه بيرون مي‌رود. پس از لحظاتي مرد 3 وارد مي‌شود. او هم مثل مرد 2 عمل مي‌كند، و قدري از قدرت حماسي مجسمه با تغييراتي كه در دست‌ها و سر او مي‌دهد مي‌كاهد، مرد 3 هم خوشحال و راضي مي‌رود، زني وارد مي‌شود، به مجسمه حالت رمانتيك مي‌دهد، بعد مرد 4 وارد شده حالت دلقك به مجسمه مي‌دهد، اين عمل چندين‌بار توسط افراد مختلف تكرار مي‌شود، هركدام مجسمه را به‌شكل دلخواه خود در مي‌آورند يكي او را به‌حالت تعظيم در مي‌آورد، ديگري به‌حالت رقص و يكي هم به‌حالت نيايش، در نهايت گذرندگان يكي يكي تغييرات دلخواه را داده، مي‌روند و دست آخر مجسمه‌اي برجاي مي‌ماند زار و خسته و نزار. پس از لحظاتي مجسمه از شدت فلاكت درهم فرومي‌ريزد.

نور مي‌رود