نور ميآيد. شش نفر در صحنه حضور دارند. پنج شاگرد پانتوميم در يك صف و يك استاد روبهروي آنها. استاد بهرديف شاگردان بهشكل پانتوميم اعلام آمادهباش ميكند، همه آمادهاند. استاد، حركت زيبائي از فنون پانتوميم را انجام ميدهد، سپس از پنج شاگرد ميخواهد بهطور هماهنگ همان حركت را انجام دهند، چهار نفر درست انجام ميدهند، يكي غلط، استاد چندمرتبه تلاش ميكند او را با بقيه هماهنگ كند، نميتواند. لاجرم او را از صف شاگردان جدا ميكند، حركت را انجام ميدهد ولي اينبار چهار نفر در صف، حركت را غلط انجام ميدهند، استاد فرد اخراج شده را وارد صف ميكند، حركت را انجام ميدهد. فقط همان يك نفر غلط انجام ميدهد.
بقيه درست انجام ميدهند، استاد لحظهاي ميانديشد، چهار نفر را جدا كرده، براي همان يك نفر حركت را انجام ميدهد، آن يك نفر حركت را درست انجام ميدهد، باز پنج نفر را به صف ميكند، مجدداً فقط همان يك نفر حركت را غلط انجام ميدهد.
استاد لحظهاي ميانديشد، سپس آن يك نفر را بهجاي خود در سِمَت استادي قرار ميدهد و خودش در رديف شاگردان قرار ميگيرد. حالا از شاگرد ميخواهد حركت را انجام دهد تا افرادِ داخل صف تكرار كنند، شاگرد حركت را غلط انجام ميدهد، پنج نفر در صف، حركت را درست انجام ميدهند، يكبار ديگر شاگرد حركت را غلط انجام ميدهد، صف صحيح و هماهنگ حركت را تكرار ميكنند. شاگرد در سِمَت استاد به آنها ايراد ميگيرد و عنوان ميكند مثل او انجام دهند. حركت را انجام ميدهد، در صف همه بهطور هماهنگ حركت را غلط انجام ميدهند.
نور ميرود.





