درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● عنكبوت

نور مي‌آيد. صحنه خالي است. كف صحنه قدري كثيف است. مردي با يك تي خيس وارد صحنه مي‌شود. مشغول نظافت مي‌شود. يك مربع بزرگ ترسيم مي‌كند. نقش مربع كاملاً پيداست. مرد داخل مربع است. مرد قصد دارد از مربع بيرون بيايد. نمي‌تواند، انگار در محدودة مربع محبوس شده است. مرد با تي مربع را نصف مي‌كند. در اين مرحله در نيمه مربع گيرمي‌كند. آن نصف را هم نصف مي‌كند، باز محبوس مي‌شود. به‌همين ترتيب محدودة خود را تنگ‌تر مي‌كند. آن‌قدر اين عمل را انجام مي‌دهد كه در جائي به‌اندازه سطح كف پاهايش محبوس مي‌شود. انگار ديواري فرضي محدود او را احاطه كرده است. لحظاتي در جا مي‌ماند. فكري به‌خاطرش مي‌رسد. از جيبش مقداري خاك بيرون مي‌آورد. آن را كف صحنه مي‌پاشد. دوباره كف صحنه كثيف مي‌شودَ مرد اكنون مي‌تواند از حصار خودساخته بيرون بيايد. تي را وسط صحنه رها كرده و بيرون مي‌رود.
نور مي‌رود.