نور ميآيد. يك علامت E بزرگ به رنگ مشكي با قابليت دَوَران، بر صفحهاي سفيد در عمق صحنه روبهروي تماشاگران قرار دارد. فرد 1 در هيبت چشم پزشك در كنار علامت E ايستاده است. مرد 2 در هيبت بيمار، با فاصه از مرد 1 روي يك چهارپاية ساده نشسته است، مرد 1 با چوبدست كوتاهي علامت E را نشان ميدهد و با حالت پانتوميم از مرد 2 ميخواهد كه بگويد جهت E به كدام سمت است، مرد 2 جهت درست E را نشان ميدهد. مرد 1 نميپذيرد. اشاره ميكند غلط است، بعد جهت E را عوض ميكند، باز سؤال ميكند، مرد 2 جهت درست را نشان ميدهد. باز مرد 1 نميپذيرد، مرد 1 هر چهار جهت را ميپرسد، مرد 2 جهت درست را نشان ميدهد، براي بار پنجم وقتي مرد 1 جهت را ميپرسد، مرد 2 عمداً جهت غلط را نشان ميدهد. مرد 1 ميپذيرد و او را تشويق ميكند. مرد 3 به كنار مرد 2 ميآيد و محكم پسِ گردن او ميزند و با حالت پانتوميم به او ميفهماند بايد جهت درست را بگويد، مرد 2 ناراحت از اين برخورد، آماده جواب دادن ميشود، مرد 1 جهت E را ميچرخاند و از مرد 2 جواب ميخواهد، مرد 2 لحظاتي به مرد 1 مينگرد، بعد به مرد 3 مينگرد. سپس يكدفعه به اعتراض از جا بلند ميشود. در همين لحظه مرد 4 وارد صحنه شده بالگد به مچ پاي مرد 2 ميزند و او را روي چهارپايه مينشاند و مجبور به پاسخگوئي ميكند، مرد 1 جهت را عوض ميكند و از مرد 2 سؤال ميكند. مرد 2 لحظاتي به مرد 1، بعد به مرد 3 و سپس به مرد 4 مينگرد. در بد مخمصهاي گيركرده است. مردان 1 و 3 و 4 منتظرند.
نور ميرود.





