درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● ماساژورها

نور مي‌آيد. يك ميز بلند ماساژ در وسط صحنه قرار دارد. مرد 1 به پشت روي آن دراز كشيده است. مرد 2 در هيبت ماساژور وارد صحنه مي‌شود. آماده ماساژ دادن مرد 1 مي‌شود. به‌محض آن كه دست به‌بدن مرد 1 مي‌زند، مرد 1 از شدت خنده ريسه مي‌رود. چندبار اين‌كار تكرار مي‌شود. مرد 2 نمي‌داند چه كند. مرد 3 را از بيرون صحنه صدا مي‌زند، مرد 3 وارد صحنه مي‌شود. مرد 2 با زبان پانتوميم موضوع را براي او شرح مي‌دهد. مرد 3 مرد 2 را كنار زده و خود دست به‌كار ماساژ دادن مرد 1 مي‌كند. به‌محض برخوردِ دست مرد 3 به‌بدن مرد 1، مرد 1 از شدت گريه، غش مي‌كند. مرد 2 دست مي‌زند، مرد 1 مي‌خندد مرد 3 دست مي‌زند مرد 1 مي‌گريد. مرد 2 و 3 به‌دست‌هاي خود مي‌نگرند. مرد 2 دستش را به‌بدن مرد 3 مي‌زند، مرد 3 به‌شدت مي‌خندد، مرد 3 دستش را به‌بدن مرد 2 مي‌زند، مرد 2 به‌شدت شروع به‌گريه مي‌كند، مرد 3 دستش را به‌بدن خودش مي‌زند، مي‌گريد، مرد 2 دستش را به‌بدن خودش مي‌زند، به‌شدت مي‌خندد، مرد 1 مبهوت آن دو را مي‌نگرد.
مرد 2 و مرد 3 لحظاتي به هم مي‌نگرند، آرام بالاي بدن مرد 1 مي‌آيند آماده مي‌شوند هم زمان مرد 1 را ماساژ بدهند. به‌محض آنكه دست‌هايِ‌شان را به‌بدن مرد 1 مي‌زنند، نور مي‌رود و هم زمان در تاريكي صداي انفجار مهيبي شنيده مي‌شود.