درباره حسين پاکدل  
 
 
نمایشنامه


آرشیو ماهانه
آرشیو موضوعی
جستجو
استفاده از مطالب و محتویات این سایت، بدون اجازه نویسنده، مجاز نیست.
طراحی توسط گردون
 
 
 
دوشنبه 25 خرداد 1383
● انتظار

نور مي‌آيد. در يك طرف صحنه، نيمكت سفيدي قرار دارد و زني روي آن به انتظار نشسته است. به ساعتش مي‌نگرد. بلند شده قدم مي‌زند، مي‌نشيند. بي‌تاب است.
نور مي‌رود.
نور مي‌آيد. در طرف ديگر صحنه نيمكت سفيد ديگري قرار دارد و مردي روي آن به انتظار نشسته است. به ساعتش مي‌نگرد. بلند شده قدم مي‌زند، مي‌نشيند، بي‌تاب است.
نور مي‌رود.
نور مي‌آيد. دو نيمكت در دو طرف صحنه، زن و مرد در انتظار، هم‌زمان با هم به ساعتِ‌شان مي‌نگرند. هر دو بلند شده قدم مي‌زنند، مي‌نشينند، هر دو بي‌تابند، در يك لحظه متوجه وجود همديگر مي‌شوند، با شوق به‌طرف هم مي‌آيند.
در وسط صحنه به مانعي فرضي، شبيه ديوار برمي‌خورند، هر دو هم‌زمان با پتك‌هاي فرضي به جان ديوار مي‌افتند، ديوار فرضي در اثر تلاش آن دو فرومي‌ريزد. زن و مرد پس از ريزش ديوار، از همديگر تشكر كرده جايِ‌شان را با هم عوض مي‌كنند. هر دو ديوار فرضي را ترميم كرده، روي سكوهاي سفيد مي‌نشينند. زن بر نيمكت قبليِ مرد و مرد بر نيمكت قبليِ زن. لحظاتي مي‌گذرد، هر دو با اندك تفاوت زماني از هم، به ساعت‌هايِ‌شان مي‌نگرند، از جا بلند شده، قدري قدم مي‌زنند، مي‌نشينند، بي‌تابند لحظاتي بعد،
نور مي‌رود.