نور، سمت چپ صحنه ميآيد. مرد 1 وارد صحنه ميشود، مرد بستهاي كتاب در دست دارد. مرد 1 در مركز نور قرار ميگيرد. صدائي ميشنود. مرد 1 با پانتوميم وجود ديواري را القا ميكند و اينكه صدا از پسِ ديوار ميآيد. سعي ميكند پشت ديوار را ببيند، موفق نميشود. ديوار فرضي بلندتر از قد اوست، قد ميكشد، قدش نميرسد. فكر ميكند، به بستة كتاب مينگرد، بستة كتاب را در كنار ديوار فرضي روي زمين گذارده از آن بالا ميرود. بهمحض بالا رفتن مرد و موفق شدنش به ديدن آنسوي ديوار فرضي، نور وسط صحنه روشن ميشود، مرد 2 ديده ميشود. او هم با كنجكاوي بستهاي كتاب زيرِپا گذارده، از آن بالا رفته و از بالاي يك ديوار فرضي آن طرف را نگاه ميكند، پشت مرد 2 به مرد 1 است. نور سمت راستِ صحنه روشن ميشود، باز مردي را ميبينيم كه يك بسته كتاب زيرِپا گذارده و از بالاي ديوار فرضي بيرون صحنه را با كنجكاوي نگاه ميكند. در مجموع نور كامل شده و سه مرد بهترتيب پشت بههم با فاصله روي بستههاي كتاب ايستادهاند و با كنجكاوي آن سوي ديوار را مينگرند، هر سه لحظاتي فيكس ميشوند.
نور كل صحنه ميرود.





